السلمي
471
مجموعة آثار السلمي
مىكند [ 16 ] . واين حاكميت علم را سلمى در تعريفى ديگر آورده است : توبه ميراندن طبع است وپيروى از علم ( ف 2 ) . والبتة مقصود از علم علم دين است وعلم حقايق . شرايط ولوازم توبه چون بر گذشته پشيمانى خوردن وبر توبه ثابت بودن وتباهيها را به صلاح آوردن نيز باجمال ذكر شده است . انابه نيز در واقع قسمي از توبه شمرده شده است كه آن بازگشت سرّ وباطن است به صلاح ، ونيز از همهء چيزها روى برتافتن وبه سوى خالق چيزها شدن وپاك داشتن سرّ از توجه به غير ( ف 3 ) . مقام زهد اگرچه با فاصلهاى بعد از توبه وانابه آمده است ، ولى سلمى متذكر مىشود كه زهد درست نشود مگر پس از توبه وانابه . غير از تعريفاتى كه از زهد شده ودر منابع ديگر نيز يافت مىشود ( مانند اينكه : زهد آنست كه نه به اقبال دنيا شادان شوى ونه از ادبارش غمين ؛ يا : زهد ترك ما سوى الله گفتن است وكوتاهى آرزو وترك آنچه از آن چاره نبود ) ، سلمى انواعى براي زهد بر شمرده است چون : زهد از دنيا ودنياوى ، زهد از خلق واقبال آنان ، زهد از رياست ، زهد از حرام ، زهد از شبهات وزهد از حلال . زهدى كه فضيلت به شمار مىرود زهد در حلال است ، چه دورى از محرمات وشبهات فرض است . تقسيم زهد به فرض وفضيلت در تهذيب الاسرار نيز آمده است وهمانند آن نيز اقوالى از أبو عثمان حيرى وإبراهيم أدهم وارد شده است ( ر ك : ح 1 ف 6 ) . پس از اين سلمى دو قول نقل كرده است كه صبغهء ملامتى دارد . يكى از أبو حفص حداد از مشايخ ملامتيان نيشابور است كه وقتي بدو گفتند كه فلان زاهد است گفت : « در چه چيز زهد مىورزد ؟ چه زهد جز در حلال نباشد ودر دنيا حلالى نيست » . وسخن ديگر منسوب به شبلى است كه گفت زهد پستى است ، از آنكه زاهد دنيايى را كه خطرى ندارد خطرناك مىپندارد تا آن را ترك گويد ، وبزرگ داشتن آنچه را خدا خرد داشته است جز پستى نباشد . اين سخن يادآور آن كلامي است كه ملامتيه از بايزيد بسطامى نقل كردهاند كه : زاهد اگر مىدانست كه خداوند دنيا ومتاع دنيا را اندك وخرد خوانده است ( « قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَلِيلٌ » سورهء النساء : 77 ) به زهد خود نمىباليد [ 17 ] . مىدانيم كه ملامتيان قرن چهارم ، كه سلمى با آنان معاصر وبدانان از طريق جدش ابن نجيد منتسب بوده وآنان را حتى در مرتبهاى برتر از صوفيه نهاده است [ 18 ] ، در عين آنكه خود از زهاد بودند نظرگاهشان در باب زهد با صوفيان مختلف بود وهيچگونه ظهور ونمودى از تزهد را روا نمىدانستند .
--> ( 16 ) . التوبة الرجوع من كل شئ ذمه العلم إلى ما مدحه العلم . ( اللمع ، ص 43 . ) ( 17 ) . رسالة الملامتيه ، ص 97 . ( 18 ) . أيضا ص 87 ، ومقدمهء عفيفي ص 18 .